حسن حسن زاده آملى

381

ده رساله فارسى (فارسى)

دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كرده‌ست بر آب صورتگرى و فرمود : لسان الحمل ، بارهنگ است . و طباشير مغز نئى كه از هندوستان مىآورند و شبت شويد است . و بر نجاسف بومادران است . و زعرور ميوه معروف به زال زالك است و فارسى كتابى آن دو لانه است . و حرمل اسفنج است . و عرق يمانى بيمارى رشته است . و اين شعر را از بوستان سعدى خواند : يكى را حكايت كنند از ملوك * كه بيمارى رشته كردش چو دوك و فرمود : بايد دانست كه ترجمه تيفوئيد به مطبقه چنان‌كه ميرزا على دكتر مؤلف جواهر التشريح ، و ابو الحسن خان و غيرهما گفته‌اند غلط است چون به تصريح شرح اسباب و قانون و غيرهما مطبقه ترجمه سونوخس است و سونوخس را گويند بيش از يك هفته طول نمىكشد و علاج آن به قصد يا رعاف است كه فورا تب را قطع مىكند ، و علت آن سخونت دم است . و فرمود : حصبه ظاهرا سرخك است نه مرض معروف تيفوئيد . و محرقه قاوسوس است كه شبيه تيفوس است . و به مطايبت فرمود : فلان طبيب از هنر جرّاحى خود در مجمعى سخن به ميان آورد و بند شست خود را به حضّار نشان داد و گفت : دى كليه‌اى را عمل كرده‌ام و سنگى از آن در آورده‌ام كه بدين درشتى بود . پرسيدند بيمار در چه حال است ؟ گفت آن‌كه در پاى عمل جان سپرده است . وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ حسن حسن زادهء آملى